پارت سی و چهارم :

با دمیدن نور صبح‌گاهی و شکافتن تاریکی یقین کرد که آمادگی پذیرش هر پیشامدی را دارد. پرنیان دو روز تمام بعد از آن ملاقات شبانه، منتظر مهرداد ماند. انتظار چه معجزه‌ای را می‌کشید هیچ نمی‌دانست. فقط می‌دانست دوری از او هر لحظه سخت‌تر می‌شد و این هوای عشق از سرش نمی‌افتد. زندگی برایش شوکران تلخ کامی بود که مجبور بود جرعه به جرعه بنوشد و طعم تلخ آن را به جان می‌کشید. به هر دری می‌زد تا بتوا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    00

    خوبه

    ۳ ماه پیش
  • طاهره

    00

    عالی

    ۳ ماه پیش
  • طاهره

    00

    عالی

    ۳ ماه پیش
  • مینا

    10

    پارت ها خیلیییی کوتاه هستند

    ۳ ماه پیش
  • صاهره

    00

    عالی

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    00

    دیالوگای قشنگی داشت❤️ 🩹

    ۳ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    مرسی قشنگم

    ۳ ماه پیش
  • نسترن

    00

    عالی هستید شما💜

    ۳ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم

    ۳ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.